خرید بک لینک
کار دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ .... پروانه بی‌پروا دل به سوختن می‌سپارد و جان بر سر این معرفت می‌نهد؛ و از همین لذت زندگی در پشت چارچرخۀ فرسوده‌ای، کسیخطی نوشته بود:«من گشته‌ام، نبود!تو دیگر نگرد،نیست.»این آیۀ ملالدر من هزار مرتبه تکرار گشت و گشتچشمم برای این‌همه سرگشتگی گریست.چون دوست در برابر خود می‌نشاندمشتا در عرصۀ بگو و مگو، می‌کشاندمش:«در جست و جوی آب حیاتی؟در بیکران این ظلمات آیا؟در آرزوی رحم؟ عدالت؟دنبال عشق؟دوست؟…ما نیز گشته‌ایموان شیخ با چراغ همی‌گشتآیا تو نیزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1405 ساعت: 23:50

برای سال نو فریدریش نیچه من هنوز زنده‌ام؛ هنوز می‌اندیشم؛ پس لابد هنوز زنده‌ام، زیرا هنوز باید بیندیشم. Sum, ergo cogito: cogito, ergo sum. امروز هر کسی به خود اجازه می‌دهد صمیمی‌ترین آرزوها و اندیشه‌هایش را بیان کند؛ پس من نیز می‌خواهم بگویم امروز از خود چه می‌خواهم و نخستین اندیشه‌ای که از دلم گذشت چه بود، کدام اندیشه باید دلیل، ضمانت و شیرینیِ باقیِ زندگی‌ام باشد! می‌خواهم هرچه بیشتر و بیشتر بیاموزم که چگونه آنچه را در چیزها ضروری است، همان‌گونه ببینم

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1405 ساعت: 23:50

فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 12:59

فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 14:00

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 14:56

هر اشتباهی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد در اون لحظه بهترین کاری بوده که میتونستی انجامش بدی. (( هر انتخابی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد بهترین تصمیمی بوده که میتونستی انتخابش کنی.)) ☕️ (( هر راهی که تو زندگیت رفتی به احتمال زیاد بهترین راهی بوده که میتونستی ازش عبور کنی.))

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: شنبه 5 اسفند 1402 ساعت: 4:58

زیر مجموعه ی خودم هستم مثل مجموعه ای که سخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم گرچه باغ من از درخت تهی ست عشق آهوی تیزپا شد و من ببر بی حرکت پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدن محض است آبزی آب را نمی بیند هرکه در ماه زندگی بکند رنگ مهتاب را نمی بیند دوری و دوستی حکایت ماست غیر از این هرچه هست در هوس است پای احساس در میان باشد انتخاب پرنده ها قفس است وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید کوه در رشته کوه بسیار است کوه را در کویر

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 11:07

انسان اشتباه میکند
و این خطاست

اشتباهش را جایز میداند
و این حماقت است

به اشتباهش عادت میکند
و این جهالت است

عادتش را باور میداند
و این خیانت است

باورش را بر دیگران حکم میکند
و این جنایت است...

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 17:21

نوجوان که بودم دوست داشتم نویسنده شوم، معروف شوم، شاهکارها بنویسم، در خیالاتم دنیا را با کلمات فتح میکردم.حالا که چهلساله شدهام فهمیدم هیچ پُخی نشدم؛ نه چیز به دردبخوری نوشتم، نه نویسنده شدم و نه معروف.اما شاید از اول در توهم بودم: اصلا کسی نه من و تو را میبیند، نه جدیامان میگیرد، نه آدم حسابمان میکند، فردا هم که مُردی اصلا کسی یادش نیست که بودی، چه بودی، چه کردی!احمقانهترین کار این است که کسی شهرت را جدی بگیرد، کسی باورش شود او را به یاد خواهند آورد.غولی مثل تولستوی هم که باشی، آن شاهکارها هم خلق کنی، آخر سر از خودت میپرسی: "زندگی چه معنایی دارد؟"همان سوالی که تولستوی در پیری از خود پرسید، هنوز نویسندهای چون او هم به این فکر کرده بود "زندگی معنا دارد یا معنا ندارد؟"تمامی آن شاهکارها، شهرتها، اثرها هم نتوانسته بودند که برای تولستوی از زندگی "معنایی" بیرون بکشند.عاقبت تولستوی چه شد؟ سر از آن مزرعه اشتراکی درآورد و رویایش مسیح و جمع حواریون بود؛ آن هم نه مسیحِ کلیسا.تولستوی به همه نهادها و جماعات و افتخارات پشت کرد و اگر مسیح و حواریون را دوست داشت برای آن بود که فکر میکرد حلقه مسیح/حواریون نخستین آنارشیستهای تاریخ بودند.القصه، من که به هر نهاد و سازمانی مشکوکم و بالفطره یک آنارشیست هستم، فکر میکنم که گور پدر همه چیز!نه به شهرت فکر کن، نه به افتخارات و شاهکارها؛فقط به خودت رجوع کن، آنجوری که دوست داری بنویس، آنطور که عشقت میکشد، فقط تا میتوانی خطر کن، تا میتوانی کیف کن در جنون خودت.تنها چیزی که از نوشتن به تو میرسد همین جنون و بیپروایی است، باقی وهم و خیالات است.نه کسی حوصله دارد کتاب تو را بخواند، نه کسی برایش مهم است که تو چه نوشتهای و چه میخواهی بگویی.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 17:21

فقط همین .

به دلم لک زده فقط یه بار فقط یه بار بهم بگه دوستت دارم عاشقتم

الان هرچی فکر کردم

هیچ به یاد نیاوردم از موقعی که خودمو میشناسم حتی یکبار کفته باشدم " عاشقتم دوستت دارم." دایی جون

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 22:19 توسط 57 |

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

درمان که کند مرا که دردم هیچ است ...

امروز هیچ حرفی باهام نزد .

یعنی دیگه کم حرف میزنه

نمیدونم

روی برگزدوندنش ....

آآآآه ه ه ه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 22:31 توسط 57 |

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

امروز صبح پس از املت جانانه بواسطه متین پیام منتقل شد که بروم ؟

پاسخ نه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 21:57 توسط 57 |

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر جمله بی قراریت از طلب قرار توست طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت هرآنچه نگرانی و اضطراب آور باشد دری از درها جهنم است. که معمولا چیزهای محدودی طلب میکنی و پس از وصولش یا وصالش نگرانی و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

من من پرده بین من و تو است ببردار این من من با من خویش منصورحلاج

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیهالسلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیهالسلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیهالسلام است.

علامه قاضی

سلام الله علی الحسین

وعلی علی ابن الحسین

وعلی اولادالحسین

وعلی اصحاب الحسین

ورد مخصوص السادات

+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 12:8 توسط 57 |

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:15

صفحه بندی