خرید بک لینک
خدای نامتشخص را با وجود درد و رنج هم می شود به وجودش اعتقاد داشت.از این رو گفته ام که نامعلوم است یعنی بسته به تصوری ست که مخاطب از خدا دارد.خدایی که متشخص است با وجود شر – درد و رنج – صد در صد و قاطعانه وجودش نفی می شود.اما در دیدگاهی که قدمای ما گاهی به آن دیدگاه وحدت وجودی می گفتند ، و امروز به آن می گوییم دیدگاه قایل به خدای غیر متشخص ، این خدا مطلقا بر دامن کبریایش ننشیند گرد و با تمام درد و رنجی هم که ما می بریم می تواند وجود داشته باشد.اصل این که خدا وجود دارد یا ندارد به نظر من یک راز است . یعنی عقل نه قدرت اثبات وجود خدا را دارد نه قدرت نفی آن را .اما حالا که کفه اثبات وجود یا عدم وجود خدا برابراست.

مثال : فرض کنيد کسي يک سرشماري و آمار از موجودات جهان هستي تهيه کند. بعد به او بگوييد خدا را فعلاً در آن سرشماري راه ندهيد و کنار بگذاريد و به بقيه بپردازيد. فرض کنيم آن شخص سرشماري را انجام داد و آمد و گفت: تعداد موجودات جهان هستي n عدد بودند. بعد به او بگوييد: خدا را هم اضافه کن. اگر گفت حالا که خدا را هم اضافه ميکنم تعداد موجودات هستيn + 1 ميشود، در اين صورت معلوم ميشود او خدا را هم يکي از موجودات جهان هستي ميداند چرا که وقتي او را به حساب نياورديم تعداد موجودات n تا بودند و با محاسبه خدا شدند n + 1. اين يعني خداي متشخص؛ اما چنانچه او بگويد اگر خدا را هم به حساب بياوريم تعداد موجودات هستي همان عددn است، به خداي غير متشخص قائل است.

برچسب: نویسنده: باران شمس تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 16:05

صفحه بندی